اتفاقات اخیر در بازار پتروشیمی بورس کالا نشاندهنده یک تغییر مسیر است. طبق اعلام محمد متقی، متوسط قیمت محصولات پتروشیمی که در مقطعی پس از تنشهای اخیر تا ۲۷۰ هزار تومان اوج گرفته بود، حالا به کانال ۱۷۰ هزار تومان بازگشته است (منبع: بورس پرس).
دلیل اصلی؟ افزایش استمرار و شفافیت در عرضه. اما این عقبنشینی قیمتها برای بازار سرمایه و جیب مردم چه معنایی دارد؟
چرا سودآوری پتروشیمیها زیر ذرهبین است؟
اولین سوال سهامداران این است که این کاهش قیمت، چه بلایی سر صورتهای مالی میآورد؟ واقعیت این است که ظرفیت تولید پتروشیمیها مانند یک متغیر ثابت عمل میکند؛ این شرکتها تا زمانی که «طرحهای توسعه» (PDH و غیره) را به بهرهبرداری نرسانند، امکان جهش در حجم تولید را ندارند.
بنابراین، وقتی قیمت فروش محصول نهایی کاهش مییابد، اگر تقاضای بازار به اندازه کافی رشد نکند تا این افت قیمت را با «افزایش حجم فروش» جبران کند، حاشیه سود شرکتها به صورت مستقیم تحت فشار قرار میگیرد. در واقع، این شرکتها برای جبران کاهش قیمت محصولات، نیازمند بازار مصرفی هستند که به شدت تشنه و آماده خرید باشد، نه صرفاً بازاری که به دلیل ارزان شدن، فقط کمی تقاضای کاذبش فروکش کرده است.
تقابل بازیگران بازار و سهامداران
این تغییر نرخها برای بازار بورس یک شمشیر دو لبه است. برای شرکتهای بزرگ پتروشیمی که وزن سنگینی در شاخصسازها دارند، این کاهش نرخ در کوتاه مدت میتواند به عنوان سیگنالی برای تعدیل سود پیشبینی شده تلقی شود. اما از سوی دیگر، باید به نیمه پر لیوان هم نگاه کرد؛ این اتفاق میتواند باعث شود صنایع پاییندستی که مدتی است با مواد اولیه گران دست و پنجه نرم میکنند، نفس تازهای بکشند و تقاضای خود را افزایش دهند. اگر این تقاضا بتواند شکاف درآمدی حاصل از کاهش قیمت را پر کند، شاهد یک بازی برد-برد در زنجیره ارزش خواهیم بود.
پشت ویترین مغازهها چه خبر است؟
در لایههای عمیقتر اقتصاد و زندگی روزمره، این خبر نویدبخشِ کاهش التهاب در قیمت کالاهای نهایی است. از قیمت مواد اولیه تولید لوازم خانگی گرفته تا انواع بستهبندیهای پلاستیکی و کالاهای مصرفی روزمره؛ همگی به نحوی با قیمتهای بورس کالا گره خوردهاند. اگر این کاهش ۱۰۰ هزار تومانی در متوسط قیمت محصولات پتروشیمی به انتهای زنجیره و بازار مصرف نهایی منتقل شود، میتوان امیدوار بود که بخشی از فشار تورمی بر سبد خانوار تعدیل شود.
خلاصه کلام:
بازار پتروشیمی در حال گذار به سمتی است که «عرضه شفاف» تعیینکننده قیمت است، نه «هیجانات کاذب». برای سهامداران، این یعنی دوران تکیه بر سودهای بادآورده ناشی از قیمتهای حبابی به سر آمده و حالا باید نگاهها به سمت کارایی شرکتها در طرحهای توسعه و توانایی آنها در مدیریت هزینهها باشد.


