چگونه تغییرات جمعیتی می‌تواند بر آینده اقتصاد ایران تأثیر بگذارد؟

نویسنده :فاطمه فتحعلی
انتشار :1404/05/26
زمان مطالعه :12 دقیقه
دسته‌بندی :اقتصاد و بازارهای مالی
چگونه تغییرات جمعیتی می‌تواند بر آینده اقتصاد ایران تأثیر بگذارد؟

ایران در حال تجربه یکی از سریع‌ترین تحولات جمعیتی در جهان است. جمعیت کشور در سال ۱۴۰۳ به ۸۵ میلیون نفر رسید. بررسی‌ها نشان می‌دهد نرخ رشد جمعیت به کمتر از یک درصد کاهش یافته و در بازه‌ی ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۵ برابر با ۰.۷۲ درصد برآورد شده است. طی چهار دهه اخیر، نرخ باروری کل از بیش از ۴.۶ فرزند در دهه ۱۳۶۰ به حدود ۱.۶ فرزند در سال ۱۴۰۴ کاهش یافته است؛ در حالی که هم‌زمان امید به زندگی از ۵۵ سال به بیش از ۷۷ سال افزایش یافته است. بررسی ساختار سنی جمعیت نشان می‌دهد که حدود ۷۰ درصد از جمعیت کشور در سن کار قرار دارند. اما بر اساس پیش‌بینی‌ها، این سهم تا حدود سال ۱۴۳۰ به ۶۴ درصد کاهش خواهد یافت؛ روندی که می‌تواند کمبود نیروی کار و فشار فزاینده بر نظام بازنشستگی را به یکی از چالش‌های اصلی آینده کشور تبدیل کند.


این روند حاصل ترکیب سیاست‌های گذشته، از کنترل شدید جمعیت در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ تا تعادل نسبی و سپس تغییر مسیر به تشویق زادآوری از دهه ۱۳۹۰ و شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. تحریم‌ها، تورم  و تغییر ارزش‌های خانوادگی، میل به فرزندآوری را کاهش داده‌اند. در کنار این، مهاجرت سالانه بین ۱۵۰ تا ۱۸۰ هزار نیروی متخصص را از کشور خارج می‌کند که زیان اقتصادی بر اساس تخمین بانک جهانی در سال ۲۰۱۷ بیش از ۵۰ میلیارد دلار برآورد می‌شود.
 

گذار جمعیتی ایران دو رویه دارد: فرصتی محدود برای بهره‌گیری از «پنجره جمعیتی» و تهدیدهایی ناشی از پیری سریع جمعیت. برای مدیریت این وضعیت، استفاده از مدل‌های اقتصاد جمعیت و رویکرد کوهورت ضروری است تا سناریوهای عرضه و تقاضای نیروی کار تا افق ۱۴۳۰ ترسیم، و نیازهای آموزشی، مهارتی و فناورانه برای آینده بازار کار مشخص شود.

سیاست‌های جمعیتی ایران 

یکی از عوامل اصلی این دگرگونی‌ها، کاهش نرخ باروری کل است. این شاخص نشان می‌دهد که هر زن در طول دوره باروری خود، با فرض ادامه الگوی فعلی فرزندآوری، چند فرزند به دنیا می‌آورد. پس از انقلاب ۱۳۵۷، سیاست‌هایی برای تشویق افزایش جمعیت اجرا شد، اما در دهه ۱۳۷۰ برنامه‌های کنترل جمعیت موجب کاهش چشمگیر نرخ باروری کل شدند.به طوری که نرخ باروری کل از ۶.۴ فرزند در سال ۱۳۶۵، که قرار بود تا سال ۱۳۹۰ به ۴ فرزند برسد، در مدت کوتاه پنج ساله به سال ۱۳۷۱ به ۴ فرزند کاهش یافت و در ادامه با سرعت بیشتری کاهش پیدا کرد، به طوری که این نرخ در سال ۱۴۰۲ به حدود ۱.۶ فرزند به ازای هر زن رسید؛ رقمی که در تاریخ کشور بی‌سابقه است.در سال‌های اخیر، عوامل اقتصادی مانند تورم بالای بیش از ۴۰ درصد، بیکاری جوانان و هزینه‌های سنگین زندگی، انگیزه زوج‌ها برای فرزندآوری را کاهش داده‌اند. علاوه بر این، امید به زندگی از حدود ۵۵ سال در سال ۱۳۵۹ به بیش از ۷۶ سال در سال ۱۴۰۴ افزایش یافته و همین امر روند پیری جمعیت را تسریع کرده است.


بر اساس پیش‌بینی‌ها، جمعیت ایران تا حدود سال 1430 به اوج تقریبی 93 میلیون نفر خواهد رسید و سپس کاهش خواهد یافت، به گونه‌ای که ممکن است تا سال ۱۴۷۸ به کمتر از ۸۰ میلیون نفر برسد. نرخ رشد طبیعی جمعیت بین سال‌های ۱۴۲۴ تا ۱۴۲۹ به نزدیک صفر می‌رسد و پس از آن منفی می‌شود. مهاجرت نیز اثر معنی‌داری دارد؛ به‌ویژه پدیده مهاجرت نخبگان که با کاهش نیروی کار ماهر، توان تولیدی و نوآوری کشور را محدود می‌سازد. 


تغییرات اقلیمی همچون خشکسالی و طوفان‌های گردوغبار، که در گزارش‌های بانک جهانی نیز مورد تأکید قرار گرفته، بر پراکنش جغرافیایی جمعیت اثر گذاشته و مهاجرت داخلی را تشدید کرده است. مجموع این تحولات، ایران را در موقعیتی حساس قرار داده که همزمان با فرصت‌های کوتاه‌مدت، با چالش‌های بلندمدت نیز روبه‌روست.
 

اثرات تغییرات جمعیت بر شاخص‌های کلان اقتصادی

رشد اقتصادی

تحولات جمعیتی یکی از عوامل کلیدی در تعیین مسیر رشد اقتصادی هر کشوری است. کیفیت و مهارت نیروی کار می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در افزایش تولید ناخالص داخلی (GDP) داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که برآوردها نشان می‌دهد ارتقای مهارت‌ها می‌تواند رشد سالانه GDP را تا ۱ تا ۲ درصد افزایش دهد. مطالعات همچنین تأیید می‌کنند که برخورداری از ساختار سنی مناسب، همراه با سرمایه‌گذاری در آموزش و مهارت‌آموزی، تأثیر مثبت قابل‌توجهی بر رشد اقتصادی دارد. بطوریکه افزایش ۱۰ درصدی سهم سالمندان می‌تواند تولید را تا ۵.۵ درصد کاهش دهد. علاوه بر این، مهاجرت نخبگان خطر کند شدن نوآوری، کاهش میانگین درآمد و حتی ورود به دوره‌ای از رکود اقتصادی در سال‌های آینده را به همراه دارد.

اشتغال و نرخ بیکاری

در حوزه اشتغال می‌توان گفت که حضور بیش از سه میلیون دانشجو فرصتی بزرگ برای کاهش بیکاری به شمار می‌آید؛ به شرط آنکه نظام آموزشی تقویت شده و مهارت‌های موردنیاز بازار کار ارتقا یابند. نرخ بیکاری در ایران حدود ۷.۳ درصد برآورد می‌شود، اما ایجاد فرصت‌های شغلی جدید و بهره‌گیری هوشمندانه از ساختار سنی مناسب می‌تواند این رقم را کاهش دهد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که مدارک تحصیلی بالاتر، به‌ویژه در مقطع دکتری، بیشترین اثر مثبت را بر اشتغال دارند. با این حال، روند پیر شدن جمعیت به کاهش عرضه نیروی کار منجر می‌شود و خطر شکل‌گیری بیکاری ساختاری را به همراه دارد. این چالش در ایران با نرخ پایین مشارکت زنان (حدود14 درصد) جدی‌تر می‌شود و علاوه بر آن، مهاجرت متخصصان نیز می‌تواند موجب افزایش بیکاری در بخش‌های دانش‌بنیان گردد.

تورم و بودجه 

کاهش رشد جمعیت از طریق افت تقاضا به تعدیل تورم کمک می‌کند، اما پیر شدن جامعه با افزایش هزینه‌های درمان و بازنشستگی فشار بیشتری بر بودجه و تورم وارد می‌سازد. در مالیه عمومی و تجارت خارجی، نیروی کار جوان موجب افزایش درآمد مالیاتی و توسعه صادرات می‌شود، ولی با پیری جمعیت بدهی دولت و بی‌ثباتی تراز تجاری تشدید خواهد شد؛ هرچند تنوع‌بخشی به صادرات بخشی از چالش‌ها را جبران می‌کند. همچنین، در حالی‌که جمعیت جوان گرایش بیشتری به پس‌انداز و سرمایه‌گذاری دارد، پیر شدن جمعیت با تغییر الگوهای مصرف، کاهش پس‌انداز و محدود شدن سرمایه‌گذاری، رشد بلندمدت اقتصاد را کند خواهد کرد.

جمع بندی


در مجموع، ایران اکنون در یک نقطه حساس جمعیتی قرار دارد؛ جایی که استفاده هوشمندانه از نیروی کار جوان می‌تواند جهش اقتصادی ایجاد کند، اما بی‌توجهی به روند پیری جمعیت، مهاجرت نخبگان و فشارهای بیرونی، می‌تواند مسیر اقتصاد را به سمت رکود و ناپایداری سوق دهد.